الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

148

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

و اين سوره را بدين سبب كه دفع موت و بليّات را در آن روز از قارى خود مىكند « سورة الدافعة » مىنامند ، و همچنين به جهت آنكه از براى هر حاجتى كه خوانده شود به بركت آن به انجاح رسيده منقضى شود « سورة القاضية » اش نيز مىگويند ، و اللَّه الموفّق . [ تفسير مفردات دعاهاى اين فصل ] توضيح : بيان كنيم آن چيزى را كه درين فصل واقعست و محتاج به بيانست چنان كه دأب و عادت ما درين كتابست . « وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ » * مراد از اسلام در اينجا اذعان به حكم ، و انقياد به امر است ، يعنى : مائيم اذعان‌كننده به حكم پروردگار خود ، و انقياد نماينده به امر او ، و اخلاص‌ورزنده در عبادت او ؛ چنان كه مفسّران در تفسير قول خداى تعالى كه : لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ * « 1 » گفته‌اند كه : مراد به اسلام درين كلام معجز نظام ، اذعان و انقياد است نه معنى متعارف اسلام . « لا نعبد الّا ايّاه مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ * » يعنى : عبادت ما منحصر است در عبوديّت حضرت عزت در حالتى كه مخلوط سازنده نيستيم عبادت او را به عبادت غير او ، و شريك سازنده نيستيم كسى را در طاعت او ، كنايه از آنكه عبادت نمىكنيم غير او را نه بر سبيل انفراد ، و نه بر سبيل اشتراك ، بلكه عمل را خالصا مخلصا از براى خدا مىكنيم نه از براى سمعه و ريا ، چه عبادت شركت را برنتابد بلكه محض قربت را شايد . و نعم ما قال : عبادت به اخلاص نيّت نكوست * و گر نه چه آيد ز بىمغز ، پوست « القيّوم » مراد به قيّوم ذاتى است كه قيام و پايدارى همهء ممكنات و جميع موجودات متعلّق به او باشد ، يعنى به وجود او وجود پيدا كرده ، يا آنكه نظام جميع آنها مربوط به قبضهء تصرف او بوده باشد بر وجهى كه مراعات احوال كل

--> ( 1 ) سورهء بقره : 2 - آيهء 136 .